X
تبلیغات
یه عاشق تنها


یه عاشق تنها

http://8pic.ir/images/6mjmz65en0btddtrs2v0.jpg


http://up.taktemp.com/uploads/taktemp_13581016791.jpg

http://khateresaz.ir/wp-content/uploads/sunset-AloneBoy-34.jpg








پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 18:55 بـ ه قـلمـ نجفی پورمقدم


بگو تمام تـــــــــو مال مــــن است


دلــــــــم میخواهد


حســـادت کنم به خـــــــودم…



گفتی بازی برد و باخت دارد …


ولی زبانم بند آمد بگویم که من بازی نکردم ؛ من با تو زندگی کردم !


.لعنتی




وقتی دست هایت را می بردی هیچ فکر کردی؟

به بویش گرمایش قدرتش امیدش

و این پاییز تمام کت هایم جیب های بزرگ دارند … دستم تنهایی یخ می کند!




درد می کشم ، درد !

 هم تلخ است هم ارزان

هم گیراییش بالاست !

 هم اینکه تابلو نمی شوم و رفیقی که مرا به درد معتاد کرد

ناباب نبود ،

اتفاقا باب باب بود فقط نگفته بود که

ماندنی نیست ، همین . . .





همه می گویند “سخت گیر”م!

راست می گویند

همین است که انقدر “سخت”

به تو “گیر” داده ام . . .



دل درد گرفته ام ان قدر که فنجـــــــــــــــــــان های قهــــــــــــــــــــــــــــوه را سرکشیده ام


امـــــــــــــا…


تو تــــــــــــــه هیچکدام نبودی…



دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..
 
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند

موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
 
صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده…
 
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک

بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
 
پسره نوشته بود… تصادف کردم

با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون

لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت…

«خیلی خیلی دوستت دارم»



بــوی پــاییـز میـــ ــدهد

تابستانِ این روزهــا ؛

گویـا که شـــ ــ ــهریـــور
عــــاشــق شده است!



مــــــــــــــــات  شدم

از رفتنت !

هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود

این وسط فقط یک دل بود

که دیگر نیست!


چــه قانــون ناعــادلانــه ای !


بــرای شــروع یــک رابطــه ,


هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد …


امــا …


بــرای تمــام شدنــش ,


همیــن کــه یــک نفــر بخواهــد کاف

یســت …

نبودنت آزار می دهدمرا..

حتی در مجازی ترین دنیای امروزی..

“من”دلبسته ام به اسمی که میدانم می فهمدمرا

من دلخوش کرده ام به دیدن نام تو

با نبودنت” این دلخوشی کودکانه را از من نگیر”

ایســــــتــــاده ام …

بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … !

مـــن ،

همیــن جا ،

کنار قـــول هـایت ،

درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ،

محـــــکم ایــستاده ام !!





چهارشنبه بیستم شهریور 1392 1:2 بـ ه قـلمـ نجفی پورمقدم

 

لبخند من نشان از رضایت نیست

 

گاهی لبخند میزنم

 

تا در خود له شدن مرا حس نکنی..


 

"یڪـــ طــرفـﮧ بودטּ " 


ـہَـمـﮧ چیــز را نـابــود مے ڪُـند ؛

 


 

از خیابـــاטּ گــرفتــﮧ . .

 


تــا رابطــﮧاَشـــ !


چـه رســم ِ تلخــي سـت

تــــو ، بــي خـــبـر از مــن !

و

تمـــام ِ مـن ، درگـــير ِ تــو


آنقدر به مردم این زمانه

بی اعتمادم

که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم

زمین را از زیر پایم بکشند


هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمی رساندَم.

مسافرکِش ها هم فهمیده اند

خیالی بیشْ نبوده ای!


تفاوت راببین...

تو از کنار من راحت عبور میکنی..

و من وقتی ردپایت را میبینم...بغض میکنم...


دیـوآنـﮧ ےِ روزْهآیـے هَسْتـ ـَم
 
 
 
 
کـﮧ مِهـربآטּ میشَوے . . .
 
 
حَتـّے اَگـ َـرْ نَـدآنمْ چـرآ . . . !
 


هیچ وقت نفهمیدم...

چرا درست همان کسی که...

فکر میکنی با همه فرق دارد...

یک روز...

مثل همه...

تنهایت میگذارد...؟!!
 
 




چه کسی میداند:

چه غمی در دل تنهای من است


به سکوتی که بر لب ها دارم زوزه سرد خزان میخندد






بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده…

دست به خلاف بزنیـم…!

من اندوه تـــو را مـــی دزدم…!

تو تنهـایـی مـرا…!!




چیزی نیست

که مرا


سر شوق بیاورد


جز تو


که تو هم نیستی






 
دستانت را در برابرم مشت میکنی

و میپرسی, گل یا پوچ؟


و من در دلم می گویم فقط دستانت...!!!

جمعه بیستم مرداد 1391 13:31 بـ ه قـلمـ نجفی پورمقدم

دستگاه مشترك مورد نظر ،

از دست " دوستت دارم " های دروغ تو خاموش است ؛

لطفا دیگر تنهایش بگذار !



حالا تو همه ی کلاس های زبان جهان را برو

چه فایده

که زبان مرا نمی فهمی؟

بی خیال است

خیلی بی خیال

 

همان کسی که

تمام خیال من است


گــاهــی وقــتــهــا مــجــبــوری اَحــمـق بــاشـی !

 

رویِ کــاغـَـذ مــیــنــویــســم

 

دَســتــهــایِ تـــُـو . . .

و رویِ آن دســت مــیــکــشــم

سه شنبه شانزدهم خرداد 1391 9:56 بـ ه قـلمـ نجفی پورمقدم


طراح : صـ♥ـدفــ